نرم نرمک مي رسد اينک بهار خوش بحال روزگار
خوش بحال چشمه ها و دشت ها، خوش بحال دانه ها و سبزه ها
خوش بحال غنچه هاي نيمه باز
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

با خوبي ها و بدي ها، هرآنچه که بود؛ برگي ديگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ ديگري
از درخت بر زمين افتاد، سالي ديگر گذشت روزهايتان بهاري و بهارتان جاودانه باد.

دوست ندارم مثل همه از خدا بخوام که توي زندگي هيچ غمي نباشه، چرا که شاديها در کنار
غمهاست که معنا پيدا ميکنه و زيبا ميشه. تنها از خدا ميخوام قدرتِ درکِ حضورش رو توي
لحظه هاي زندگي به همه ي مخلوقاتش عطا کنه، که اون وقته که هيچ مشکلي توان شکستن ما رونداره.
سال نو با ديدِ نو به زندگي و فرصتي دوباره براي بهتر زيستن بر شما و خانواده تان خجسته باد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سمانه در پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389 و ساعت
15:25 |